شنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۹۰

Hubby & Wife


Difference Between Complete & Finished... :

People say there is no difference between COMPLETE & FINISHED. . but there is:
When you marry the right one, you are COMPLETE....

And when you marry the wrong one, you are FINISHED.....
And when the right one catches you with the wrong one, you are ...

COMPLETELY FINISHED !!


1 . (Whatever)

Men: What should we have for dinner?
Women: Whatever..
Men: Why don't we have Mexican?
Women: No not Mexican, the last time I got pimples on my face
Men: Alright, why don't we have Szechwan cuisine
Women: Yesterday we ate Szechwan , today too?
Men: Hmm..... I suggest we have seafood
Women: Seafood is not good, I got diarrhea
Men: Then what do you suggest?
Women : Whatever..


2. (Anything)

Men: So what should we do now?
Women: Anything
Men: How about watching a movie? It's been a long time
Women: Watching movie is no good, it's a waste of time
Men: How about we go for bowling, or some exercises?
Women: Exercise on such a hot day?
Men: Then find a cafe and have a drink
Women: I am off caffeine
Men: Then what do you suggest?

Women: Anything


3. (You decide)

Men: Then do we just go home?
Women: You decide
Men: Let's take the bus, I will accompany you
Women: The bus is dirty and crowded.
Men: OK; we will take a cab
Women: Not worth it... For such a short distance
Men: All right, then we can walk. We can enjoy the weather
Women: I am hungry, can't walk.
Men: Then what do you suggest?
Women: You decide
Men: Let's have dinner first?
Women: Whatever...
Men: What shall we eat?
Women: Anything..
4. (ANYTIME.)..

Men: At what time do I have to call you?
Women: Any time as u wish
Men: But last time when I call u in the morning u didn't pick up?
Women: I was sleeping.
Men: OK; when I tried to call you around 11 am u didn't pick up?
Women: I was shopping with my mother
Men: So, when I tried to call you around 2-3 u didn't pick up?
Women: I was tired and relaxing.
Men: Then what about 5 PM?
Women: I was watching a cartoon.
Men: So, then why didn't you pick your phone in the night?
Women: I was studying
Men: Ok then tell me which time is the most convenience time for you to talk.
Women: Anytime.


Wife : You always carry my photo in your handbag to the office. Why ?
Hubby : When there is a problem, no matter how impossible, I look at your picture and the problem disappears.
Wife: You see, how miraculous and powerful I am for you?
Hubby: Yes, I see your picture and say to myself, “What other problem can there be greater than this one?”
***************
A newly married man asked his wife, “Would you have married me if my father hadn’t left me a fortune?” “Honey,” the woman replied sweetly, 
“I’d have married you NO MATTER WHO LEFT YOU A FORTUNE”

سرپیچی خامنه ای از حکم ولی فقیه زمانش

از نظر حاکمیت ایران حکم ولی فقیه فصل الخطاب هست و مخالفت با او مخالفت با نظر پیغمبر و خداست،اما بر خلاف نظر آقای خمینی ،حجت الاسلام خامنه ای به مجلس رفت و گفت اينها ۹۹ نفر نيستند و با من ۱۰۰ نفر هستند.
 میرحسین موسوی،نخست وزیر
سال ۱۳۶۴ ، ۹۹ تن از نمايندگان جناح راست مجلس ايران عليرغم نظر آيت الله خمينی مبنی بر ابقای مير حسين موسوی در سمت نخست وزيری به وی رای مخالف دادند.
مخالفت آقای خامنه ای و جناح راست مجلس با نخست وزيری مير حسين موسوی
 ريشه اين موضوع به چالش ها و مناقشات حجت الاسلام خامنه ای به عنوان رييس جمهور و مير حسين موسوی به عنوان نخست وزير وقت بر می گردد.

حجت الاسلام خامنه ای که در سال ۱۳۶۰ و در دور اول رياست جمهوری خود خواستار نخست وزيری علی اکبر ولايتی از نزديکان خودش در حزب جمهوری اسلامی بود(۱)، وعليرغم ميل قلبی اش ، به نخست وزيری مير حسين موسوی تن داده بود، در سال ۱۳۶۴ هنگامی که دوباره به سمت رياست جمهوری انتخاب شد ، قصد داشت تا مير حسين موسوی را از نخست وزيری بردارد اما مذاکرات مفصل وی با آِيت الله خمينی در اين باره در مرداد ۱۳۶۴ شکست خورد وآيت الله خمينی رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرد که مصلحت در ابقای نخست وزيری مير حسين موسو ی است.(۲)

هاشمی رفسنجانی

رايزنی سران جناح راست با آِيت الله خمينی و هاشمی رفسنجانی
با اين وجود سران جناح راست در مجلس و نيز جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم ،از جمله محمد يزدی ،محمد رضا مهدوی کنی ، علی اکبر ناطق نوری،ابوالقاسم خزعلی و احمد جنتی تلاش کردند ضمن رايزنی با اکبر هاشمی رفسنجانی رييس وقت مجلس ، آِيت الله خمينی را نيز راضی به عدم حمايت از مير حسين موسوی کنند. ناطق نوری در خاطرات خود تاييد کرده که برای راضی کردن آِيت الله خمينی به عدم دفاع از مير حسين موسوی هم با هاشمی رفسنجانی ملاقات کرده و هم با واسطه هاشمی رفسنجانی از آِيت الله خمينی برای سران جناح راست وقت ملاقات گرفته است.(۳)


نامه مهدوی کنی و يزدی به آِيت الله خمينی
در همين چارچوب آِيت الله مهدوی کنی و آِيت الله يزدی به عنوان نماد جامعه روحانيت تهران و جامعه مدرسين قم در نامه ای به آِيت الله خمينی نوشتند که نظر وی مولوی است و يا ارشادی ؟ يعنی اينکه دستور است يا نظرشخصی. آِيت الله خمينی در پاسخ گفته بود اين نظر شخصی وی است.

از طرف ديگر ۱۳۵نماينده حامی مير حسين موسوی نيز در نامه ای به آِيت الله خمينی از وی درباره مير حسين موسوی اعلام نظر خواستند.(۴)

آِيت الله خمينی در ۶ مهر به طور علنی به اين نامه پاسخ داد و گفت به اعتقاد وی دولت موسوی در آن شرايط موفق عمل کرده و نظرش بر ابقای مير حسين موسوی است اگر چه اختيار قانونی با رييس جمهور و مجلس است.


اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود ذکر کرده که اين پاسخ آِيت الله خمينی باعث عصبانيت حجت الاسلام خامنه ای و نمايندگان طرفدار وی در مجلس شده است.(۵)

دولت میرحسین موسوی
 
نطق انتقادی حجت الاسلام خامنه ای از دولت موسوی
در ۱۳ مهر حجت الاسلام خامنه ای طی نطقی در مجلس مراسم تحليف خود را به جای آورد اما در اين نطق به طور تلويحی دولت موسوی را، تحميلی بر خود دانست.


اين سخنان حجت الاسلام خامنه ای باعث نارضايتی آِيت الله خمينی ونامه وی در اين باره به حجت الاسلام خامنه ای شد . احمد خمينی فرزند آِيت الله خمينی نقل کرده که آيت الله خمينی چنين اتفاقی را محصول تاثير پذيری حجت الاسلام خامنه ای از شيطنت اطرافيانش دانسته است. (۶)

۹۹ رای مخالف عليه موسوی
سرانجام در ۲۱ مهر ماه مجلس درباره کابينه مير حسين موسوی رای گيری کرد واز ۲۶۲ نماينده حاضر ، ۱۶۲ نماينده به مير حسين موسوی و کابينه اش رای مثبت دادند اما ۷۲ نماينده رای مخالف و ۲۶ نماينده ديگر رای ممتنع دادند و در مجموع ۹۹ نفر به موسوی رای ندادند.(۷)

در آن دوران که در درون حاکميت جمهوری اسلامی موافقت يا مخالفت با آرا و نظريات آِيت الله خمينی ملاک مهمی در معرفی مواضع افراد به شمار می رفت، در محافل عمومی اين گونه مطرح شد که اين ۹۹ نفر از ولی فقيه حرف شنوی ندارند.
اما حجت الاسلام خامنه ای کمی بعد به مجلس رفت و گفت اينها ۹۹ نفر نيستند و با من ۱۰۰ نفر هستند.(۸)


ناطق نوری
علی اکبر ناطق نوری در قسمتی از خاطرات خود که در مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ثبت رسیده است اشاره می کند که :
وقتی که آقای «محتشمی» به عنوان وزیر کشور به مجلس معرفی شد و مقرر شد که مجلس به ایشان رأی بدهد ، در مجلس گفتند که امام فرموده به ایشان رأی دهید و هر کس به ایشان رأی ندهد ، تخلف از امام کرده است. در واقع آن زمان رأی ندادن به وزیر، تخلف از امام تلقی می‌شد. من نامه‌ای خدمت امام نوشتم و عرض کردم که آقای محتشمی را به مجلس معرفی کردند. می‌گویند نظر شما این است که هر کس به ایشان رأی ندهد، تخلف از امر امام کرده است امام جواب دادند خیر ، من شما را هم قبول دارم و فرد انقلابی و متدین می‌دانم. وای به آن روزی که بنا شود مردم نتوانند تصمیم بگیرند. مجلس نتواند تصمیم بگیرد و رأی تحمیلی شود. نظر من هرگز این نیست».
سخنرانی آقای خامنه ای در مشهد، حاکی از این بود که ایشان نمی‌‌خواهد مهندس موسوی را معرفی کند. از سخنرانی ایشان در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در دفتر امام در جماران نیز این موضوع استنباط می‌شد. امام کم کم به حاج احمد آقا و دیگران فرمودند که آقای مهندس موسوی معرفی شود.

یک قدم جلوتر، به دفتر فرمودند که جواب دهند نظر امام مهندس موسوی است. هرگاه از امام در این مورد می‌پرسیدند، امام مهندس موسوی را تأیید می‌کرد. رفته رفته امام به صراحت نظر خود را فرمودند و به دفتر اعلام کرده بودند که جز آقای موسوی کسی دیگر مصلحت نیست. 

آقای خامنه ای  در مقام رییس جمهوری در یک محذوریت عجیبی قرار گرفته بودند. از یک طرف احساس می‌کرد از نظر شرعی و وظیفه به مصلحت کشور نیست مهندس موسوی را معرفی کند و از طرف دیگر نظر امام آقای موسوی بود. بنابراین برای حضرت امام نامه‌ای نوشتند که «اگر حضرت عالی تشخیص می‌دهید که باید مهندس موسوی را معرفی کنم، حکم کنید، شما رهبر هستید. شما روز قیامت جواب دارید، ولی من جواب ندارم کسی را که مصلحت نمی‌دانم، نخست وزیر کنم، مگر این که حکم ولی فقیه بالای سر او باشد. حضرت عالی حکم کنید تا من ایشان را بگذارم»، امام هم می‌فرمودند: «من حکم نمی‌کنم. من حرف خودم را می‌زنم» بن بست عجیبی پیش آمده بود.

به اتفاق آقایان مهدوی، جنتی و یزدی و رفسنجانی خدمت امام رفتیم، خدمت امام گفتم: «آقای خامنه‌ای می‌گویند که اگر نظر شما آقای مهندس موسوی است. حکم کنید، من روز قیامت جواب شرعی ندارم، اما اگر ولی فقیه به من دستور دهد، حجت دارم».

این جا امام خمینی خیلی جدی فرمود که «من حکم نمی‌کنم، اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر؟» خیلی جالب بود این عین عبارت امام است که فرمودند، «من به عنوان یک شهروند، اعلام می‌کنم که انتخاب غیر از ایشان، خیانت به اسلام است

پس از این که فهمیدیم نظر قطعی امام، مهندس موسوی است، در محل دفتر ریاست جمهوری خدمت آقای خامنه‌ای رفتیم و ماجرا را خدمت ایشان شرح داده و گفتیم: «این دیگر حکم است. امام فقط لفظ حکم را نگفتند. امام تا آخر ایستاده است. این که ایشان می‌فرمایند جز موسوی خیانت به اسلام است، حکم است


يادداشت ها :
۱- برای اطلاعات بيشتر رجوع شود به کتاب "روزگاری شد" خاطرات علی اکبر ولايتی در دوران وزارت خارجه ، چاپ مرکز چاپ و نشر وزارت امور خارجه ايران.

۲- رجوع شود به خاطرات سال ۱۳۶۴ اکبر هاشمی رفسنجانی رييس وقت مجلس شورای اسلامی ، رويدادهای مربوط به ۱۵ مرداد تا ۲۲ مهر ۱۳۶۴ (اين خاطرات در سايت رسمی اکبر هاشمی رفسنجانی به آدرس زير در دسترس است.

www.hashemirafsanjani.ir

۳- خاطرات علی اکبر ناطق نوری منتشر شده در سايت رسمی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

۴- رجوع شود به خاطرات سال ۱۳۶۴ اکبر هاشمی رفسنجانی رييس وقت مجلس شورای اسلامی ، رويدادهای مربوط به ۱۵ مرداد تا ۲۲ مهر1364

۵- همان

۶-خاطرات هاشمی رفسنجانی مربوط به تحولات روز بيست و يکم مهر ماه ۱۳۶۴
 
۷- روزنامه اطلاعات ،چاپ تهران ، دوم آبان 1364

۸-مصاحبه ابراهيم اسرافيليان نماينده وقت مجلس با روزنامه وطن امروز  چاپ تهران،
www.vatanemrooz.ir

ملا و شرط بندی


در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد می‌شد.

دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی, ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.

ملا قبول کرد, شب در آنجا رفت وتا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ملا گفت: نه, فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است. دوستان گفتند: همان آتش تورا گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.

ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند, اما نشانی از ناهار نبود گفتند: ملا, انگار نهاری در کار نیست. ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده, دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود. ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند. ملا گقت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود.

نکته:
با همان متری که دیگران را اندازه گیری می کنید اندازه گیری می شوید

جمعه، شهریور ۲۵، ۱۳۹۰

حق با انیشتین بود/Einstein was right

The day has arrived - Einstein was right...

TECHNOLOGY TODAY...

 Having a Coffee...
موقع نوشیدن قهوه


Get together in a restaurant... 
توی رستوران


Enjoying the beauty in a Museum...
توی موزه


Pleasantly Chatting in a cafe' ...
در حال گپ زدن


Enjoying a day at the Beach...
توی ساحل



At the Stadium supporting the team...
توی ورزشگاه



Having fun with the girlfriend...
با دوست دخرتون



Appreciating the Town in a convertible ..
در حال چرخ زدم با یه ماشین کروکی


Albert Einstein said:
"I fear the day when the technology overlaps with our humanity.  The world will only have a generation of  "idiots."

از روزی که فنآوری و انسانیت همپوشانی داشته باشند، واهمه دارم،آنوقت نسلی از احمق ها را خواهیم داشت.