پنجشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۱

پیکان

سقف کروکی چرمی
رالی پيكان
دو درب سقف كوتاه اسپرت
هانتر فرمان راست با آينه هايی سفارشی
پيكان استيشن شش درب
كاتالوگ مدل جوانانسال 1350 شمسی
كاتالوگ مدل تاكسی
كاتالوگ مدل دولوكس
نمايی از پاركينگ ايران ناسيونالایران خودرو فعلی
پيكان وانت هنوز توليد می شود
عكسی لو رفته كه گفته مي شودمربوط به پروژه محرمانه است
برادران خيامی (پدر پیکان ايران) در محوطه كارخانه
آن سالها (اواخر دهه 40 خورشیدی) که سفر به عربستان از سفر به آمریکا هم دشوارتر بود و “حاجی شدن” مثل این روزها مد نبود، او به خاطر اعتقادات مذهبی اش حاجی شده بود.مدیرعامل، عادت داشت گاهی به کارخانه سر می زد و کارها را از نزدیک سرک می کشید.در یکی از همین بازدیدها، زمانی که سر ظهر در حیاط کارخانه قدم می زد، کارگری را دید که به جای حضور در بوفه، گوشه ای نشسته و مشغول خوردن “نان و پنیر و انگور” است.
نزدیک شد و علت این کار را از او پرسید:
- چرا بوفه نمی روی؟
- غذای کارخانه 12 ریال است؛ نان و پنیر ارزانتر در می آید!
اینطوری چیزی برای خانواده ام جمع می کنم.
مدیر با شنیدن این سخنان دچار بهت شده بود؛همیشه در مقابل کارمندانش و کسانی که از کار او امرار معاش می کردند، احساس مسوولیت می کرد.قبلا هم این احساس مسوولیت را ثابت کرده بود؛ زمانی که دستور داد برای نخستین بار در تاریخ شرکت ها و موسسه های خصوصی ایران، شرکت او برای همه کارمندانش خانه بسازد و با وام های بلندمدت در اختیارشان قرار دهد(مجتمع آپارتمانی معروف به 16 دستگاه).
مدیرعامل در حالیکه سرش را به زیر انداخته بود، لبخندی زد و از کارگر دور شد.از هفته بعد، به دستور مدیرعامل، غذای کارگران در کارخانه های وابسته به شرکت او، رایگان شد.نام این مرد “حاج محمود خیامی” و شرکت او “ایران خودرو” بود.
احمد و محمود خیامی به همراه خواهرشان، کارگاه مونتاژ خودروی ایران را سال 1341 تاسیس کرده بودند.زمانی که شرکت آنها با تشکیلات جدید و نام رسمی “ایران ناسیونال” در سال 1346 و با سرمایه 40 میلیون تومان ثبت شد، تنها می توانست روزانه 10 خودروی سبک و 7 خودروی سنگین (اتوبوس و کامیون بنز) تولید کند.هفت سال بعد، ایران خودرو با افتخار اعلام کرد که سرمایه شرکت در همین مدت کوتاه، بیش از 12 برابر شده و ایران ناسیونال از نظر کیفیت و کمیت تولید، در ردیف بزرگترین خودروسازان آسیا قرار گرفته است.
پس از آن، در سال 1352، ایران ناسیونال اعلام کرد که خودکفایی در تولید قطعات یدکی را در راس برنامه هایش قرار داده است.بدین ترتیب، در همین سال، شرکت های بلبرینگ، پیستون و ایدم تبریز، شرکت ریخته گری، شرکت رضای مشهد و… توسط این کمپانی تاسیس شد.در همین سالها، حاج محمود خیامی با کمک گروهی دیگر از سرمایه داران ایران، بانک صنعت و معدن و فروشگاه های زنجیره ای کورش را نیز بنیان نهاد.سال 1356، ایران ناسیونال اعلام کرد که می خواهد “پیکان” را از خط تولیدش خارج کند، با شرکت پژو وارد شراکت جهانی شود و تولیداتش را به کشورهای دیگر صادر کند.یکسال بعد، حاج محمود خیامی دستگیر شد، اموالش مصادره شد، همه دارایی ها، از جمله حساب های بانکی اش مسدود شد و خیلی محترمانه از کشور اخراج شد.
اگر فکر می کنید به آخر داستان رسیده اید، باید بگویم که داستان تازه شروع شده است!حاج محمود خیامی به دلیل سابقه خوبی که در همکاری با شرکت مرسدس بنز آلمان داشت، از این شرکت اعتبار گرفت و در خارج از ایران، کارش را به عنوان فروشنده از صفر آغاز کرد.به دلیل نبوغ اقتصادی که داشت، این بار هم موفق شد و اکنون خانواده او، یکی از نمایندگی های فروش مرسدس در انگلیس و آمریکا را دارد.
حاج محمود اعتقاداتی داشت که آنها را تحت تاثیر پول و قدرت قرار نمی داد.برای همین، زمانی که تمام اموالش را از او گرفتند و از کشور اخراجش کردند، باز هم بر سر اعتقاداتش باقی ماند.او با ثروتی که از فروش “مرسدس” در آمریکا به دست آورد، شروع به ساخت مدرسه در مناطق روستایی استان خود (خراسان) کرد و آنقدر به این کار ادامه داد تا به یکی از بزرگترین مدرسه سازان تاریخ کشور تبدیل شد.خیامی در سالهای گذشته نه‌تنها 110 مدرسه به نام امام علی(ع) در روستاهای استان خراسان ساخته است، بلکه هشت مجموعه بزرگ آموزشی نیز به نام ثامن‌الائمه در مشهد احداث کرده است.خیامی ساخت هجده مجموعه کار و دانش را در استان خراسان به پایان رسانده که هجده میلیارد تومان هزینه دربرداشته است.
خیامی بخشی از ثروت خود در انگلستان را نیز صرف برگزاری همایش هایی برای گفتگو میان پیروان اسلام و مسیحیت کرده است،بخش دیگری از ثروت خیامی هم به خرید اشیای عتیقه ایرانی در حراجی های بین المللی اختصاص یافته و بالاخره او، اکنون یکی از یاری رسانان به برنامه های فرهنگی ایرانیان در خارج از کشور است.

مدلی انگليسی غرق شده در اعماق دريا
وقتی در مسابقات شتاب (Drag) شركت می كرد
سفر با مدل استيشن و يك كاروان
می گفتند قرار است اين مدل جانشين پيكان شود 
تبليغ پیکان برای خارج کشور
نسخه وانت در نمايشگاه خارجی
محموله ای غير مونتاژی كه تازه وارد ايران شده بود
پيكان با پلاك عبور موقت تهران
هليمن اونجر در كارخانه پیکان
كنار يك سوناتا در استراليا
مدلی مخصوص مسابقه ی رالی
روی پيست قيامت می كرد
داخل يك پيكان فرمان راست مسابقه ای را ديده بوديد؟
وقتی پیکان را كرايسلر آمريكا توليد می كرد
يك مدل با رنگ منحصر به فرد مخصوص حراج
روی جلد نشريه معتبر وات كار؟ متعلق به سال 1973
استيشن سفيد برفی

یکشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۹۱

چهارم آذر/شهادت دکتر کاظم سامی مصادف با میلاد دکتر مهدی خزعلی

چهارم آذر تولد دکتر مهدی خزعلی بود،اومی گفت هیچوقت روز شهادت دکتر کاظم سامی را فراموش نمی کنه چون مصادف با سالروز میلاد خودش است.امروز ۲۶ روز از اسارت مهدی خزعلی می گذرد و کوچکترین خبری از او در دست نیست.


تا روز سیزدهم بازدشت در اعتصاب غذای خشک به سر می برد که به شرط آزادی بازداشتی های سرای اهل قلم، اعتصاب خشک خود را می شکند.جرم مهدی اندیشه و خرد و آگاهی دادن به مردم از طریق رسانه ی جمعی و وبسایتش است.او در کنار مردم بود و هیچگاه آقا زاده  نبود و در کنار مردم زندگی کرد.

نوشته ی زیر را مهدی خزعلی اول آذر هشتاد و هفت در سایت خود منتشر کرد.
دوستی پرسید : چگونه است، روز شهادت سامی را از یاد نمی بری ؟
گفتم: سامی را چهار آذر، نامردمان از ما گرفتند!
شهادت او مصادف بود با ولادت من!
پس در هر تولد، بیاد مرگ می افتم،
که چگونه دژخیمان با قساوت هر چه تمام تر او را خاموش کردند؟
من در شهادت سامی، آینده خویش می بینم ،
در هر تولد، مرثیه خویش می خوانم،
من نطق مجلس ترحیم خویش ، نوشته ام،
من سنگ نبشته ی قبر خویش ، حک کرده ام،
من بارها جنازه خود بر دوش گرفته ام،
بسیار در قبر خفته ام،
من آماده ام،
تا چهارم آذر و تولد مرگی دگر !

مهدی خزعلی /اول آذر ماه ۱۳۸۷

آذر،ماهی که بوی خون می دهد!




آذر،ماهی که بوی خون می دهد.






اول آذر، قتل فجیع پروانه و داریوش فروهرتوسط عناصر خود سر!

دوم آذر، ترور فجیع دکتر کاظم سامی، توسط یک دیوانه خود سر!

چهارم آذر، شهادت دکتر کاظم سامی، توسط دیوانه ای خود سر!
هشتم آذر،حمله به سفارت انگلستان در تهران توسط  عناصر خودسر!

دوازدهم آذر، ربودن و قتل فجیع محمد مختاری توسط عناصر خود سر!

شانزدهم آذر، شهادت دانشجویان توسط تیر اندازی هوایی عناصر خود سر رژیم شاه!

هجدهم آذر، ربودن و قتل محمد جعفر پوینده توسط عناصر خود سر!

در آذر ماه باید مراقب عناصر خود سر بود!