چهارشنبه، مهر ۱۳، ۱۳۹۰

منابع و توانایی های خود را به دقت ارزیابی کنید


یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چای میده چای رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار


مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟ 

کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه، پررو بازی!


چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه، پررو بازی!

.
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره 
...خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خرده تفریح کنه، مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟ 

خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه، پررو بازی

اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه!


کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه:


آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!!



نکته مدیریتی : قبل از الگو برداری از دیگران, منابع و توانایی های خود را به دقت ارزیابی کنید.




۱ نظر:

  1. حکایت پررو بازی هایی هست که الان در مملکت ما جریان دارند!

    پاسخحذف