دوشنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۹۱

فهرست فیلم‌های سینمایی اکران نشده سه دهه اخیر/ بیشترین توقیف در کارنامه دولت نهم

در ۳۱ سال گذشته بیش از ۲۰۰ فیلم ساخته شده در سینمای ایران فرصت اکران روی پرده سینماها را نیافتند.

بسیاری از فیلمسازان بعد از ساخت فیلم با مسئله ممیزی مواجه شدند. گاهی این ممیزی‌ها به اندازه‌ای بود که اعمال آن‌ها به کلیت فیلم ضربه می‌زد. به همین خاطر بسیاری از کارگردان‌ها زیر بار ممیزی‌ها نرفته و ترجیح دادند فیلم‌هایشان پشت درهای بسته اکران بماند.

بیشترین فیلم‌های سینمایی سال‌های ۸۴ تا ۸۸ توقیف شده است.(دولت نهم)
 در دوران معاونت محمدرضا جعفری جلوه بیش از ۷۰ فیلم فرصت اکران روی پرده سینماها نیافتند.


سال ساخت
نام فیلم
کارگردان
مدیر سینمایی
۱۳۶۰
آزمایشگاه جهنمی
احمدرضا جغتایی
مهدی کلهر
۱۳۶۰
پیکر تراش
محمدرضا ممجد
مهدی کلهر
۱۳۶۰
گرداب
حسین دوانی
مهدی کلهر
۱۳۶۰
مسافر شب
منصور تهرانی
مهدی کلهر
۱۳۶۱
خط قرمز
مسعود کیمیایی
مهدی کلهر
۱۳۶۱
عفریت
فرشید فلک‌نازی
مهدی کلهر
۱۳۶۱
مرگ یزدگرد
بهرام بیضایی
مهدی کلهر
۱۳۶۲
بنفشه زار
محمدباقر خسروی
فخرالدین انوار
۱۳۶۲
فصل خاکستری
شهرام شبیری
فخرالدین انوار
۱۳۶۳
حماسه مهران
حمید طاهریان
فخرالدین انوار
۱۳۶۳
شکار در شب
شهرام شبیری
فخرالدین انوار
۱۳۶۳
صف
علی اصغر عسگریان
فخرالدین انوار
۱۳۶۵
زایر خلف
یداله نوعصری
فخرالدین انوار
۱۳۶۷
باد سرخ
جمشید ملک‌پور
فخرالدین انوار
۱۳۶۷
عبور
کمال تبریزی
فخرالدین انوار
۱۳۶۹
آخرین روز بهار
یارتا یاران
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۶۹
افسانه شهر لاجوردی
محمدعلی نجفی
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۶۹
اُ منفی / دریا برای تو
کریم‌زرگر/احمدرضاگرشاسبی
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۶۹
در مسلخ عشق
کمال تبریزی
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۶۹
سکوت
سیدعلی سجادی حسینی
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۶۹
شب‌های زاینده‌رود
محسن مخملباف
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۶۹
مدرسه رجایی
کریم زرگر
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۶۹
نوبت عاشقی
محسن مخملباف
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۶۹
همه یک ملت
حسین مختاری
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۷۰
رقص خاک
ابوالفضل جلیلی
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۷۰
سال‌های جوانی
هوشنگ درویش‌پور
سیدمهدی فریدزاده
۱۳۷۱
تیک تاک
محمدعلی طالبی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۲
دت یعنی دختر
ابوالفضل جلیلی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۲
زیر سایه کُنار
جواد ارشاد
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۲
سپید یال
محسن محسنی‌نسب
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۲
سهراب تا سهراب
عباس شیخ‌بابایی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۲
کودکانی از آب و گل
عطا‌اله حیاتی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۳
حسرت
حسن محمدزاده
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۳
حسرت دیدار
محرم زینال‌زاده
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۳
خلع سلاح
علیرضا داودنژاد
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۳
ساز ستاره
محرم زینال‌زاده
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۳
سمفونی تهران
رسول صدرعاملی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۳
یک شب، یک غریبه
حسین قاسمی جامی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۴
درخت جان
فرهاد مهرانفر
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۴
عاشق فقیر
حسینعلی لیالستانی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۴
فردا روز دیگری است
روح‌اله خوشکام
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۴
یک داستان واقعی
ابوالفضل جلیلی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۵
بزرگ، خیلی بزرگ
فرزین مهدی‌پور
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۵
در سرزمینی دیگر
مجید جوانمرد
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۵
کمین
حمید خیرالدین
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۵
مسافر جنوب
پرویز شهبازی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۵
موشک کاغذی
فرهاد مهرانفر
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۵
ننه لالا و فرزندانش
کامبوزیا پرتوی
عزت‌اله ضرغامی
۱۳۷۶
آیینه
جعفر پناهی
سیف‌اله داد
۱۳۷۶
پرواز روح
حسین قاسمی‌جامی
سیف‌اله داد
۱۳۷۶
تابلویی برای عشق
حسینعلی لیالستانی
سیف‌اله داد
۱۳۷۶
چرخ
غلامرضا رمضانی
سیف‌اله داد
۱۳۷۶
دان
ابوالفضل جلیلی
سیف‌اله داد
۱۳۷۶
روزی که هوا ایستاد
نادر ابراهیمی
سیف‌اله داد
۱۳۷۶
کوچه پاییز
خسرو سینایی
سیف‌اله داد
۱۳۷۶
همسفر
سیدمهدی مدنی
سیف‌اله داد
۱۳۷۷
ایران سرای من است
پرویز کیمیاوی
سیف‌اله داد
۱۳۷۷
بید و باد
محمدعلی طالبی
سیف‌اله داد
۱۳۷۷
محبوبه
احمد حسنی‌مقدم
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
باد ما را خواهد برد
عباس کیارستمی
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
بیگانگان
رامین بحرانی
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
دایره
جعفر پناهی
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
دختران خورشید
مریم شهریار
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
سفره ایرانی
کیانوش عیاری
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
شهرت
ایرج قادری
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
صنم
رفیع پیتز
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
مثلث آبی
هادی صابر
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
نجوا
پرویز شهبازی
سیف‌اله داد
۱۳۷۸
یک روز بیشتر
بابک پیامی
سیف‌اله داد
۱۳۷۹
پسران مهتاب
مهدی ودادی
محمدحسن پزشک
۱۳۷۹
ترکش‌های صلح
علی شاه‌حاتمی
محمدحسن پزشک
۱۳۷۹
دلبران
ابوالفضل جلیلی
محمدحسن پزشک
۱۳۷۹
رقص با رویا
محمود کلاری
محمدحسن پزشک
۱۳۷۹
سفر سرخ
حمید فرخ‌نژاد
محمدحسن پزشک
۱۳۷۹
سفر مردان خاکستری
امیرشهاب رضویان
محمدحسن پزشک
۱۳۷۹
سمفونی تاریک
محمد عرب
محمدحسن پزشک
۱۳۷۹
هفت پرده
فرزاد موتمن
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
تک درخت‌ها
سعید ابراهیمی‌فر
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
راه بهشت
محمود بهرازنیا
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
زیستن
رضا سبحانی
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
سفر به شرق
سیدمهدی برقعی
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
قطعه زمستانی
فرهاد مهرانفر
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
کویر مرگ
اسماعیل براری
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
نامه‌های باد
علیرضا امینی
محمدحسن پزشک
 ۱۳۸۰
دایره
جعفر پناهی
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
نورا
محمود شولیزاده
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
نوروز
سیدرحیم حسینی
محمدحسن پزشک
۱۳۸۰
یک الف ناقابل
محمد عرب
محمدحسن پزشک
۱۳۸۱
آبادان
مانی حقیقی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
ابجد
ابوالفضل جلیلی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
بهشت جای دیگری است
عبدالرسول گلبن حقیقی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
دو فرشته
محمد حقیقت
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
رای باز
مهدی نوربخش
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
ستاره‌های سربی
مهدی ودادی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
شب کایت‌ها
حبیب‌اله بهمنی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
کودک شاعر
امیرقاسم رازی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
کولی
علی شاه‌حاتمی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
موشو
محسن محسنی‌نسب
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
نبات داغ
محمدعلی آهنگر
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۱
آوای جبرئیل
سیروس رنجبر
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
او
رهبر قنبری
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
بابا عزیز
محمدناصر خمیر
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
بیدارشو آرزو
کیانوش عیاری
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
خواب تلخ
محسن امیریوسفی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
خواب خاک
سپیده فارسی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
داستان ناتمام
حسن یکتاپناه
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
روایت سه‌گانه
شیخ طادی/ برزیده/ بنی‌اعتماد
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
ساکنین سرزمین سکوت
سامان سالور
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
سگ‌های ولگرد
مرضیه مشکینی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
سلام
جواد ارشاد
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
طلای سرخ
جعفر پناهی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
عروس افغان
ابوالقاسم طالبی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
قناری
جواد اردکانی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
محفل ایکس
حبیب کاوش
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
وقت چیدن گردوها
ایرج امامی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۲
یک‌روز، یک‌زندگی، یک‌مرد
جمشید عندلیبی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
بازی
غلامرضا رمضانی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
پل سیزدهم
فرهاد غریب
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
جزیره آهنی
محمد رسول‌اف
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
جنگ کودکانه
ابوالقاسم طالبی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
حیات
غلامرضا رمضانی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
ده
عباس کیارستمی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
شکوفه‌های سنگی
عزیزاله حمیدنژاد
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
شوریده
محمدعلی سجادی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
صحنه‌های خارجی
علیرضا رسولی‌نژاد
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
کوچه‌های باریک
علی زمانی عصمتی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
ماجراهای اینترنتی
حسین قناعت
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
مواجهه
سعید ابراهیمی‌فر
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
نگاه
سپیده فارسی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۳
یک شب
نیکی کریمی
محمدمهدی حیدریان
۱۳۸۴
آفساید
جعفر پناهی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
پرونده هاوانا
علیرضا رئیسیان
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
چند کیلو خرما برای ‌مراسم تدفین
سامان سالور
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
خانه روشن
وحید موسائیان
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
دم صبح
حمید رحمانیان
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
زمان می‌ایستد
علیرضا امینی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
ستاره بود
فریدون جیرانی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
سفر به هیدالو
مجتبی راعی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
سیف‌اله
فریبرز کامکاری
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
شهر آشوب
یداله صمدی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
کارگران مشغول کارند
مانی حقیقی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
گفت و گو با سایه
خسرو سینایی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
گل یا پوچ
ابوالفضل جلیلی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۴
یادداشت بر زمین
علی‌محمد قاسمی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
آدم
عبدالرضا کاهانی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
آفتاب بر همه یکسان می‌تابد
عباس رافعی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
آن سه
نقی نعمتی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
آن که دریا می‌رود
آرش معیریان
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
امپراتور
هوشنگ درویش‌پور
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
باز هم سیب داری
بایرام فضلی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
بازی خطرناک
حسن هدایت
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
بالاتر از آسمان
فریدون حسن‌پور
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
پنج
عباس کیارستمی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
تصمیم کبرا
سیروس حسن‌پور
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
چند روز بعد
نیکی کریمی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
حافظ
ابوالفضل جلیلی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
رامی
بابک شیرین‌صفت
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
روز باران
اسماعیل براری
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
ژانی‌گه‌ل
جمیل رستمی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
ستایش
محمدرضا رحمانی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
سنتوری
داریوش مهرجویی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
سینه سرخ
پرویز شیخ طادی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
صبحی دیگر
ناصر رفایی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
فقط چشماتو ببند
علیرضا امینی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
قفل ساز
غلامرضا رمضانی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
گاهی واقعی
رامین لباسچی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
مثل یک قصه
خسرو سینایی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
من و دبورا
سیدضیا‌الدین دری
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
نسل جادویی
ایرج کریمی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۵
نیوه‌مانگ
بهمن قبادی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
آن جا
عبدالرضا کاهانی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
آن مرد آمد
حمید بهمنی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
انتهای زمین
ابوالفضل صفاری
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
به خاطر خواهرم
حجت‌اله سیفی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
پوست موز
علی عطشانی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
جمشید و خورشید
بهروز یغمائیان
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
چراغی در مه
پناه‌برخدا رضایی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
دایناسور
پرویز شیخ طادی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
زمزمه بودا
حسین قاسمی‌جامی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
سبز کوچک
غلامرضا رمضانی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
سبیل مردونه
جواد اردکانی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
صد سال به این سال‌ها
سامان مقدم
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
موش
شاهد احمدلو
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
نشانی
فریدون حسن‌پور
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۶
هامون و دریا
ابراهیم فروزش
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
ترانه تنهایی تهران
سامان سالور
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
کسی ‌از ‌گربه‌های ‌ایرانی ‌خبر ‌نداره
بهمن قبادی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر
شهرام مکری
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
آن سوی رودخانه
عباس احمدی‌مطلق
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
بیداری
فرزاد موتمن
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
پای پیاده
فریدون حسن‌پور
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
پوسته
مصطفی آل‌احمد
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
جعبه موسیقی
فرزاد موتمن
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
زاد بوم
ابوالحسن داودی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
دوزخ برزخ بهشت
بیژن میرباقری
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
سایه وحشت
عماد اسدی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
صندلی خالی
سامان استرکی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
مانا
علیرضا شهبازی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
محافظ
محمدجواد کاسه‌‌ساز
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
می زاک
حسینعلی لیالستانی
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
نیلوفر
سابین ژمایل
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۷
هفت و پنج دقیقه
محمدمهدی عسگرپور
محمدرضا جعفری‌جلوه
۱۳۸۸
باغ قرمز
امیر سماواتی
جواد شمقدری
۱۳۸۸
بی‌خوابی
محمدجعفر باقری‌نیا
جواد شمقدری
۱۳۸۸
پشت در خبری نیست
شبنم عرفی‌نژاد
جواد شمقدری
۱۳۸۸
زمزمه با باد
شهرام علیدی
جواد شمقدری
۱۳۸۸
فصل باران‌های موسمی
مجید برزگر
جواد شمقدری
۱۳۸۸
محفل ایکس
حبیب کاوش
جواد شمقدری
۱۳۸۸
ترانه کوچک من
مسعود کرامتی
جواد شمقدری
۱۳۸۸
زمهریر
علی روئین‌تن
جواد شمقدری
۱۳۸۸
پرواز مرغابی‌ها
علی شاه‌حاتمی
جواد شمقدری
۳۸۸
یک گزارش واقعی
داریوش فرهنگ
جواد شمقدری
۱۳۸۸
سفر مرگ
حسن آقا کریمی
جواد شمقدری
۱۳۸۸
گنج روان
امین اصلانی
جواد شمقدری
۱۳۸۸
مرا ببخش مادر
مهدی نادری نجف‌آبادی
جواد شمقدری
۱۳۸۸
نزدیک‌تر از آشنا
رضا سرکانیان
جواد شمقدری
۱۳۸۸
وقت بودن
جلیل سامان
جواد شمقدری
۱۳۸۸
معبد جان
محمد درمنش
جواد شمقدری
۱۳۸۸
بیگانگان
عباس رافعی
جواد شمقدری
۱۳۸۸
همبازی
غلامرضا رمضانی
جواد شمقدری
۱۳۸۸
پاداش
کمال تبریزی
جواد شمقدری
۱۳۸۹
گزارش یک جشن
ابراهیم حاتمی‌کیا
جواد شمقدری
۱۳۸۹
خیابان‌های آرام
کمال تبریزی
جواد شمقدری
۱۳۸۹
خانه پدری
کیانوش عیاری
جواد شمقدری
۱۳۸۹
فرزند صبح
بهروز افخمی
جواد شمقدری
۱۳۸۹
من مادر هستم
فریدون جیرانی
جواد شمقدری
۱۳۸۹
آیینه‌های روبه‌رو
نگار آذربایجانی
جواد شمقدری
۱۳۹۰
پریناز
بهرام بهرامیان
جواد شمقدری
 

یکشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۹۱

چهارده مشخصهٔ فاشيسم


مطلب زير برگرفته از مقاله دکتر لاورنس بريت(Lawrence Britt) با عنوان "کسی اينجا فاشيسته؟" که در صفحهٔ بیست مجله "فری اینکوری" (جستار آزاد) در بهار  ۲۰۰۳  چاپ شده، می‌باشد.
   ("Fascism Anyone?," Free Inquiry, Spring 2003, page 20)
ايشان بر اساس تحقيق روی نظامهای تحت رهبری هيتلر (آلمان)، موسيلينی (ايتاليا)، فرانکو (اسپانيا)، سوهارتو (اندونزی) و حکومتهای بعضی از کشورهای آمريکای لاتين، به ۱۴ مشخصه مشترک تعريف کننده  اين حکومتها می‌رسد.

اين چهارده مشخصه به شرح زير است:

۱- ملی گرايی، پررنگ،نمادین وهميشگی
حکومتهای فاشیستی استفادهٔ مستمری از شعارها، سمبل‌ها، سرودها و سایر ابزارهای وطن پرستانه می‌کنند. پرچم‌ها همه جا دیده می‌شوند، نمادهای پرچم بر لباسها و در انظار عمومی نیز مشاهده می‌شوند.
1. Powerful and Continuing Nationalism
 – Fascist regimes tend to make constant use of patriotic mottos, slogans, symbols, songs, and other paraphernalia. Flags are seen everywhere, as are flag symbols on clothing and in public displays.

۲- تحقير و چشم پوشی از حقوق بشر
به دلیل ترس از دشمنان و نیاز به امنیت، مردم در نظامهای فاشیستی مجاب می‌شوند که حقوق بشر می‌تواند  در مواقع خاصی به دلیل "نیاز" نادیده گرفته شود. افراد شاهد راهی دیگر یا حتی تن دادن به شکنجه، اعدامهای بدون اجرای مقررات، قتل، حبس طولانی مدت زندانیان و ... هستند.
2. Disdain for the Recognition of Human Rights
 - Because of fear of enemies and the need for security,the people in fascist regimes are persuaded that human rights can be ignored in certain cases because of "need." The people tend to look the other way or even approve of torture, summary executions, assassinations, long incarcerations of prisoners, etc.

۳- تاکيد بر دشمن (داخلی/خارجی) عاملی برای اتحاد دادن
افراد برای اتحاد میهن دوستانه ی شدید جهت نابودی تهدید یا دشمن همگانی محسوس فرا خوانده می‌شوند: اقلیت‌های نژادی، قومی یا مذهبی؛ لیبرالها؛ احزاب کمونیست؛ سوسیالیست‌ها، تروریست‌ها و ...
3. Identification of Enemies/Scapegoats as a Unifying Cause
 - The people are rallied into a unifying patriotic frenzy over the need to eliminate a perceived common threat or foe: racial, ethnic or religious minorities; liberals; communists; socialists, terrorists, etc.

۴- برتری و تسلط نيروهای نظامی
حتی زمانی که مشکلات داخلی گسترده‌ای مشاهده می‌شود، نیروهای نظامی مبالغ نامتناسبی وجوه دولتی دریافت می‌کنند، و برنامهٔ کاری داخلی نادیده گرفته می‌شود. سربازها و خدمت نظامی فریبنده م‌ باشد.
4. Supremacy of the Military
 -Even when there are widespread domestic problems, the military is given a disproportionate amount of government funding, and the domestic agenda is neglected. Soldiers and military service are glamorized.

۵- شيوع تبعيض جنسيتی
دولتهای ممالک فاشیستی تقریباً منحصراً مردسالارانه می‌باشند. در حکومت‌های فاشیستی، وظایف جنسیتی متداول سخت‌تر هستند. مخالفت با سقط جنین، هراس از همجنسگرایی و قانون ضدهمجنسگرایی و سیاست ملی، بسیار زیاد است.
5. Rampant Sexism
 - The governments of fascist nations tend to be almost exclusively male-dominated. Under fascist regimes, traditional gender roles are made more rigid. Opposition to abortion is high, as is homophobia and anti-gay legislation and national policy.

۶- رسانه عمومی تحت کنترل حاکميت
گاهی اوقات رسانه به طور مستقیم توسط دولت کنترل می‌شود، اما در سایر مواقع، رسانه به طور غیرمستقیم تحت قوانین دولتی کنترل می‌شود، یا گوینده‌ها و مدیران اجرایی رسانه‌ها همسو با دولت هستند. سانسور، به ویژه در دوران جنگ، بسیار متداول است.
6. Controlled Mass Media
 -Sometimes the media is directly controlled by the government, but in other cases, the media is indirectly controlled by government regulation, or sympathetic media spokespeople and executives. Censorship, especially in war time, is very common.

۷- حساسيت شديد در مورد امنيت ملی
ترس به عنوان ابزاری شوق آور (انگیزشی) توسط دولت به شکلی عمده مورد استفاده قرار می‌گیرد.
7. Obsession with National Security
 - Fear is used as a motivational tool by the government over the masses.

۸- درهم پيچيدگی دين با حکومت
دولتها در کشورهای فاشیستی از عمومی‌ترین دین کشور به عنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده می‌کنند. سخن‌شناسی و اصطلاح‌شناسی دینی از سوی رهبران دولت امری معمول است، حتی زمانی که اصول پایهٔ دین کاملاً مغایر با سیاست‌ها و اقدامات دولت باشند.
8. Religion and Government are Intertwined
 - Governments in fascist nations tend to use the most common religion in the nation as a tool to manipulate public opinion. Religious rhetoric and terminology is common from government leaders, even when the major tenets of the religion are diametrically opposed to the government's policies or actions.

۹- حمايت از نيروهای صنعتی-تجاری وابسته
طبقهٔ بهسالار (اشراف) صنعتی و تجاری یک مملکت فاشیست غالباً کسانی هستند که رهبران دولت را به حکومت می‌رسانند، و یک رابطه و سرآمد قدرت تجاری/دولتی سودآور دو طرفه (متقابل) خلق می‌کنند.   
9. Corporate Power is Protected
 -The industrial and business aristocracy of a fascist nation often are the ones who put the government leaders into power, creating a mutually beneficial business/government relationship and power elite.

۱۰- سرکوب نيروی کار  (تشکلهای کارگری، کارمندی، اصناف و ...)
به دلیل آن که نیروی تشکل کارگری تنها تهدید واقعی برای یک دولت فاشیست محسوب می‌شود، اتحادیه ‌ای کارگری یا به طور کامل حذف می‌شوند، یا به شدت سرکوب می‌گردند.
10. Labor Power is Suppressed
 -Because the organizing power of labor is the only real threat to a fascist government, labor unions are either eliminated entirely, or are severely suppressed.

۱۱- تحقير روشنفکری و هنر
نظام‌های فاشیستی دشمنی آشکاری با آموزش عالی، و آکادمی (مدارس عالی) اِعمال می‌کنند. برای اساتید دانشگاه و سایر مدرسان غیرمعمول نیست که سانسور یا حتی بازداشت شوند. آزادی بیان در بخش‌های هنری به طور آشکارا مورد تعرض واقع می‌شود و دولت غالباً از پرداخت وجه به بخش‌های هنری ممانعت می‌کند.
11. Disdain for Intellectuals and the Arts
 – Fascist nations tend to promote and tolerate open hostility to higher education, and academia. It is not uncommon for professors and other academics to be censored or even arrested. Free expression in the arts is openly attacked, and governments often refuse to fund the arts.

۱۲- وسواس و حساسيت در مورد جرائم و مجازات
در رژیم‌های فاشیستی، به پلیس قدرت نامحدودی جهت اجرای قوانین داده می‌شود. مردم غالباً می‌توانند شاهد سوءاستفاده‌های پلیس و حتی ارجحیت حقوق و آزادی‌های فردی با نام وطن پرستی باشند.
12. Obsession with Crime and Punishment
 – Under fascist regimes, the police are given almost limitless power to enforce laws. The people are often willing to overlook police abuses and even forego civil liberties in the name of patriotism. There is often a national police force with virtually unlimited power in fascist nations.

 ۱۳- شيوع فساد و فاميل بازی
حکومت‌های فاشیستی تقریباً همیشه توسط گروهی از دوستان و شرکایی اداره می‌شوند که یکدیگر را برای مشاغل دولتی و استفاده از قدرت و اختیارات دولتی به منظور حمایت از دوستانشان در پاسخگویی، منصوب می‌کنند. در این رژیم‌ها غیرعادی نیست که منابع و حتی گنجینه‌های ملی به رهبران دولت اختصاص یابند و یا حتی توسط آنها به طور کامل سرقت گردند.  
13. Rampant Cronyism and Corruption
 - Fascist regimes almost always are governed by groups of friends and associates who appoint each other to government positions and use governmental power and authority to protect their friends from accountability. It is not uncommon in fascist regimes for national resources and even treasures to be appropriated or even outright stolen by government leaders.

۱۴- انتخابات دروغين
گاهی اوقات در کشورهای فاشیستی، انتخابات یک فریب تمام عیار می باشد. در سایر مواقع، انتخابات توسط کمپین‌های بدنام کنندهٔ گروه مخالف اداره می‌شوند یا حتی قتل کاندیداهای رقیب، استفاده از قانون برای کنترل تعداد رای‌ها یا مرزهای حوزه ی سیاسی، و کنترل رسانه‌ها صورت می‌گیرند. ممالک فاشیستی به طور نمونه از قضات خود جهت کنترل و ادارهٔ انتخابات استفاده میکنند.   
14. Fraudulent Elections
 - Sometimes elections in fascist nations are a complete sham. Other times elections are manipulated by smear campaigns against or even assassination of opposition candidates, use of legislation to control voting numbers or political district boundaries, and manipulation of the media. Fascist nations also typically use their judiciaries to manipulate or control elections.

اسدالله لاجوردی،شهید یا شکنجه گر!؟


سید اسدالله لاجوردی (۱۳۱۴ - ۱۳۷۷) رییس پیشین زندان اوین و دادستان انقلاب در دههٔ شصت بود. زندانیان سیاسی دهه شصت و دگراندیشان وی را از جمله چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی و عامل سرکوب‌ها و اعدام‌های آن دوران می‌دانند. او از اعضای شورای مرکزی جمعیت مؤتلفه اسلامی بود که در سال ۱۳۷۷ ترور شد.

اسدالله لاجوردی در جنوب تهران متولد شد. پدرش هیزم‌فروش بود. او در دومین سال تحصیلی در دبیرستان، ترک تحصیل کرد و در کنار پدر به کار مشغول شد. با این همه، درس را در منزل به صورت فراگیری علوم قدیمه ادامه داد و در این زمان ازسید علی شاهچراغی استفاده کرد. علاوه بر این ادبیات عرب و علوم حوزوی را در حد کفایه فراگرفت و جلسات تفسیر قرآن در منزلش تشکیل داد. اسدالله لاجوردی از شاگردان بهشتی و مطهری بود.

وی در زمانی که بعد از ترک تحصیل، در بازار تهران مشغول کار بود، با جمعیت مؤتلفه اسلامی آشنا شده و به عضویت شورای مرکزی آن در آمد.

اسدالله لاجوردی، که در ترور حسنعلی منصور، نخست‌وزیر ایران در سال ۱۳۴۳ نقشی را بر عهده داشت. پس از ترور بازداشت شد و نهایتا به تحمل ۱۸ ماه حبس محکوم شد. پس از آزادی ضمن اشتغال به فروش روسری، دستمال و لباس زیر زنانه در بازار تهران، به شکل مخفی فعالیت‌های اعتراضی بر علیه حکومت پهلوی را ادامه داد.

لاجوردی پس از آزادی، جلسات تفسیر قرآن را از سر گرفت. منزل خود را به محل گردهمایی افراد مذهبی، مبارز و آشنا به مبانی مذهب شیعه تبدیل کرده بود. لاجوردی در اردیبهشت ۱۳۴۹ به اتهام حمله به هواپیمایی ال عال، پس از برگزاری مسابقه فوتبال میان تیم ملی فوتبال ایران و تیم ملی فوتبال اسرائیل بازداشت شد. وی پس از محاکمه به ۱۸ سال حبس جنایی محکوم گردید.

لاجوردی در فروردین ۱۳۵۳ از زندان آزاد شد و در اسفند همان سال مجدداً بازداشت شد. اتهام او "فعالیتهای زیرزمینی و همچنین خودداری از پاسخگویی راجع به اقدامات خرابکارانه خود" در همکاری با مجاهدین خلق بود. سرانجام لاجوردی به همراه بسیاری از زندانیان در ۲۷ مرداد ۱۳۵۶ آزاد شد.

لاجوردی یکی از تندرو ترین شخصیت های انقلاب بود.او سعی در از بین بردن و سرکوب تمامی نیروهای ضد انقلاب داشت.لاجوردی بازاریان حزب اللهی و هیات های موئلفه و اوباش جنوب تهران را دور هم جمع کرد. لاجوردی با گماردن (حاج داوود رحمانی) در زندان قزلحصار فشار را چنان بر زندانیان وارد می کند که توسط حاج داوود رحمانی که یکی از لمپن ترین بازاریان جنوب تهران بود (آهن فروشی) برای زندانیان مکانی ترتیب دهد که به (قبرها) یا (قیامت) و یا (جعبه ها) معروف است.در این بیدادگاه زندانی مجبور بود از شش صبح به فرمان حاج داوود در جعبه هایی که از سه سو بسته و از یک سو باز بودند بنشیند و با چادر و چشمبند تا ساعت دوازده شب تکان نخورد و هر گونه تغییر وضعیت از سوی زندانی با شدید ترین حملات و شلاق خوردن ها همراه بود.از کسانی که در (جعبه های) ابداعی لاجوردی و حاج داوود رحمانی می توان نام برد باید به ایرج مصداقی - شهرنوش پارسی پور - سودابه اردوان - سیبا معمار نوبری - نام برد.

لاجوردی در کنار مهدی عراقی و اسلامی از مسئولان انتظامات کمیته استقبال از روح الله خمینی بودند. در جریان رسیدگی به پرونده گروه فرقان او از ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ با نظر آیت‌الله بهشتی دادستان انقلاب تهران شد. پس از مدتی او چهره اصلی برخورد با گروه های مخالف تبدیل شد. وی در زمان زندان خود، با گروه های چپ کمونیست و سازمان مجاهدین خلق اختلاف داشت و در ایام آخر زندان مشکلاتش با مجاهدین تشدید شده و به درگیری کشیده شده بود. در دی ۱۳۶۳ او توسط شورای عالی قضایی از تمامی مناصب برکنار شد و تا زمان مرگ خمینی هیچ پست دولتی نداشت. در سال ۱۳۶۸ لاجوردی دوباره به مدیریت زندان ها برگشت و ریاست سازمان زندان‌ها را تا اسفند ۱۳۷۶ بر عهده داشت که در این زمان رئیس دفتر رییس قوه قضاییه از او خواست که استعفا دهد.

ماجرای عزل در سال ۶۳

در مورد ماجرای عزل لاجوردی اختلاف نظر وجود دارد. مجید انصاری می گوید پس از اینکه شورای عالی قضایی تهیه گزارش از وضعیت زندان‌ها را به وی سپرد، پس از گفتگوی مستقیم با صد زندانی سیاسی از زندان های مختلف، به رئیس جمهور، رئیس مجلس و خمینی گزارش می‌دهد و تخلفات بارز لاجوردی از قوانین و برخوردهای خود سرانه و تند با زندانیان را متذکر می‌شود که این گزارش در ادامه گزارش‌ها و شکایات قبلی موجب عزل آقای لاجوردی می‌شود. وی همچنین می‌گوید لاجوردی با خودداری از ترک پست، به ملاقات خمینی رفت و خواستار برخورد شدید با مجاهدین شد، اما آیت الله خمینی به او گفت: "آقای لاجوردی اگر جمهوری اسلامی به دست این ها (اعضای سازمان مجاهدین خلق) ساقط شود بهتر از آبروی اسلام است که با این کارها برود. شما بروید مسئولیت را تحویل دهید".

در مقابل بسیاری از یاران و همکاران لاجوردی این گزارش را تکذیب کردند و گفتند به استناد خاطرات رفسنجانی، آقای خمینی از عزل لاجوردی بی‌اطلاع بوده و همچنین عزل او را به علت فشارهای حسینعلی منتظری و سید مهدی هاشمی (پاسدار) دانستند.

در خاطرات هاشمی رفسنجانی آمده است که لاجوردی در هنگام عزل از سمت خود در سازمان زندان‌ها و اطلاعات (شهریور ۶۳) برای شکایت نزد آقای خمینی رفت ولی ایشان به او گفت که تابع قانون باشد و غیر از دادستانی انقلاب بقیه مناصب را تحویل دهد، لاجوردی نیز با نارضایتی از نزد آقای خمینی رفت. با این حال زمانی که در بهمن همان سال او از دادستانی نیز عزل می‌شود، آقای خمینی رضایتی بر این عزل نداشته است. رفسنجانی دلیل عزل او را عدم تمکین به قانون و تصمیم های شورای عالی قضایی ذکر می کند.

سرانجام اول شهریور ۱۳۷۷ درمحل کسب خود در بازار تهران و در حالی که هیچ سمت رسمی در نظام نداشت، توسط دو نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق ترور و کشته شد.

اسدالله لاجوردی در کنار محمدی گیلانی
آیت‌الله محمدی گیلانی تشکیل دادگاه انقلاب را بر عهده گرفت و پس از تشکیل شورای عالی قضایی به عضویت این شورای در آمد و رئیس سابق دیوان عالی کشور بود. وی شخصا دو فرزند خود را که به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمده بودند، محاکمه و به اعدام محکوم کرد. 


البته حسینعلی نیری، که آیت الله حسینعلی منتظری از او به عنوان یکی از عوامل اصلی اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ نام برده واز نزدیکان همیشگی محمدی گیلانی و معاون دیوان عالی کشور،نظری دیگر دارد!

 گیلانی در مقام حاکم شرع تهران درمصاحبه تلویزیونی خود در دوم وسوم تیرماه ۱۳۶۰ گفت: " تظاهرات علیه جمهوری اسلامی یعنی تظاهرات علیه رسول الله، یعنی جنگ با خدا، و هر کس که در مخالفت با حکومت در این تظاهرات شرکت کند حتی اگر هیچ کاری هم نکرده باشد، از نظر جمهوری اسلامی حکم باغی و محارب در مورد او صدق می کند و جزایش مرگ است. اگردر خیابان یکی از اینها مجروح شده باشد باید او را تمامش کرد."

وی همچنین دستور اعدام خیلی از نویسندگان و روشنفکران و نطامیان ایرانی را صادر کرده است.

برخی از مسئولیتهای گیلانی پس از انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
حاکم شرع و ریاست دادگاههای انقلاب اسلامی به دستور آیت الله خمینی‌.
عضو فقها و دبیر شورای نگهبان‌.
نماینده آیت الله خمینی در دانشگاه‌ها و ریاست شورای مرکزی نمایندگان رهبری در دانشگاهها.
رئیس هیأت عفو آیت الله خمینی.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام‌.
عضو شورای بازنگری قانون اساسی‌.
نماینده مردم تهران در چهار دوره مجلس خبرگان‌.
رئیس دیوان عالی کشور

لاجوردی در حج
حجت الاسلام شجونی در بخشی از برنامهء تلویزیونی مدعی است که لاجوردی برای زندانیان سونا و جکوزی درست کرده بود.

 این عکس در مجله آلمانی «کنکرت» در سال ۱۳۶۰(۱۹۸۲) منتشر شد.فرد پشت میز اسدالله لاجوردی و سه نوجوان زندانیان متهم به ارتباط با سازمانهای مخالف (احتمالاً مجاهدین)
در میان اعضای جمعیت مؤتلفهء اسلامی

حزب مؤتلفه در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴) از علی لاریجانی و در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از محمود احمدی نژاد حمایت کرد.

بخشی از هیئت موتلفه در فعالیتهای تجاری شرکت می‌کند و بازار را در دست دارد و به نام موتلفهٔ بازار یا بخش اصناف جمعیت موتلفه در بازار تهران شناخته می‌شود و قوی‌ترین شاخه موتلفه‌است. هر چند موتلفه در زمینه سیاسی دولت‌گرا است ولی از نظر اقتصادی مخالف کنترل کامل وزارت بازرگانی و وزارت اقتصاد و دارایی بر همه فعالیت‌های تجاری و مبادلات اقتصادی می‌باشد.
حزب مؤتلفهء اسلامی،به همراه حبیب الله عسگر اولادی



به همراه حجت الاسلام یونسی



منبع عکس ها:صفحه ی فیسبوک عکس های تاریخی

شنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۱

نصف درآمد نفتی ایران طی صد سال متعلق به دولت احمدی نژاد است




روزنامه ابتکار گزارش داده که در آمد نفتی ایران طی یک صد سال گذشته از نفت هزار میلیارد دلار بوده که بیش از نصف این درآمد به دلیل افزایش قیمت نفت دراختیار دولت احمدی نژاد قرار داشته است.

این روزنامه نوشته است: "بررسی‌ها نشان می‌دهد که تولید نفت ایران بین سال‌های ۱۲۹۰ تا ۱۳۹۰، معادل ۶۸.۷۷ میلیارد بشکه بوده است که بر این اساس بیش از ۱۰۷۹ میلیارد دلار عاید ایران شده است."

به نوشته روزنامه ابتکار، "مجموع تولید نفت ایران بین سال‌های ۱۲۹۰ تا ۱۳۳۲ معادل ۲.۳ میلیارد بشکه بود که با فروش هر بشکه به ۲۳ سنت، درآمد ۵۰۰ میلیون دلاری را طی ۴۰ سال برای کشور در پی داشته است" اما در طول ۱۷ سال بعد درآمدهای نفتی ایران ۱۰۰ درصد افزایش یافت."

به نوشته این روزنامه، "از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۸ در مجموع ۹.۷ میلیارد بشکه نفت خام برداشت شد که ۱۵۰ میلیارد دلار برای ایران ارز آوری داشت" و "در طول ۱۰ سال بعد اگر چه تولید نفت خام از ۹.۷ میلیارد به ۱۳.۹ میلیارد رسید اما سقوط قیمت نفت خام به ۱۶ دلار کاهش درآمدها نفتی را در پی داشت" و " در این مدت هفت میلیارد بشکه نفت خام از ذخایر کشور برداشت شد که حاصل آن واریز ۱۳۰ میلیارد دلار به خزانه کشور بود."

روزنامه ابتکار با اشاره به اینکه "بین سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۰" که همزمان با دولت احمدی نژاد است "به لطف افزایش قیمت نفت بیشترین درآمد نفتی برای کشور محقق شد" نوشته که "در سال های ۸۴ تا ۹۰» معادل «۱۰.۲ میلیارد بشکه با متوسط قیمت ۸۷ دلار به فروش رفت که نتیجه آن کسب ۵۱۱ میلیارد دلار بوده است."