پنجشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۹۲

مهدی خزعلی،بیش از ۱۰۰ روز اعتصاب غذا/برنامه افق




بابک داد:مهدی خزعلی یک انسان است در درجه ی اول، در درجه ی دوم انسانی ست که مثل من فکر نمی کند. نگاه من به مهدی خزعلی بسته به وضعیت او متفاوت است. وضعیت او موضع من را نسبت به او تعیین می کند. کما این که نسبت به خود او هم تعیین می کند. آقای خزعلی وقتی بیرون از زندان هستند به گونه ای حرف می زنند و فکر می کنند که باب طبع من و باب فکر من نیست. باب فکر شما ممکن است نباشد. به لحاظ شخصی برای خودشون دیدگاه هایی دارند که این دیدگاه ها گاهی مورد نقد است. در برنامه ی شما من با آقای خزعلی سر تک رای به آقای مطهری بحث و جدل جدی ای داشتم. اون بحث و جدل مربوط به موضع آقای خزعلی بیرون از زندان است. مربوط به موقعی بود که مردم را تشویق می کردند به یک کار سیاسی و من با آن کار سیاسی مخالفت داشتم.

امروز آقای خزعلی در جایگاه انسان برای من مورد نگاه و نظر و داوری ست. پس امروز صحبت هایی که در مورد او می کنیم بخش زیادیش بر می گرده به جایگاه و موضعی که دارد و نه به تفکراتش و خوب است که ما در چنین شرایطی و هر شرایطی این تفاوت ها را قائل شویم. بیرون از زندان بنده به آقای موسوی، آقای کروبی، با خانم ستوده، با آقای طبرزدی ممکن است اختلاف نظرهایی سر مواردی داشته باشیم اما به محض این که دور اینها حصاری قرار بگیرد به خاطر اندیشه ای که دارند و نه به خاطر جرمی که کردند، من باید با آنها احساس همدردی کنم و کنار آنها قرار گیرم. چرا؟ چون موافق آزادی اندیشه و آزادی فکر هستم. اگر هستم باید که چنین باشم. اگر آقای خزعلی را، آقای موسوی را، آقای کروبی را و یا یک بهایی را به خاطر فکرش، درون زندان که بود، دور از دسترسی به بیان و قلم و انواع رسانه ها بود، مورد شماتت و سرزنش قرار دادم، من نشستم کنار دست بازجوها و دارم به بازجوها کمک می کنم. این به لحاظ انسانی جایگاه آقای خزعلی امروز برای من جایگاه فردی ست که به خاطر انتقادهایش به حکومت در زندان قرار گرفته و در فشاره.

اصلاً به دنبال این نیستم که ۱۰۰روز در اعتصاب بوده یا ۵۰روز یا ۲۰روز. به دنبال این نیستم که آدم ها ۱۰روز دوام می آورند یا ۶۶روز مثل بابی ساندز یا ۱۰روز مثل هدی صابر یا ۱۰۰روز یا ۲۰۰روز. آدم ها هم متفاوتند. پیرزن ۹۸ساله داشتیم در بم که بعد از ۸ روز از زیر آوار آمد بیرون. نوزادی داشتیم که بعد از ۷ روز از زیر آوار آمد بیرون. آدم ها متفاوتند، جسم و جانشان هزاران المان دارد برای این که این آدم در شرایط مساوی مقاومت بیشتری داشته باشد یا کمتری داشته باشد. آقای هدی صابر ۱۰روزه به رحمت خدا رفت در اعتصاب غذا به خاطر مرگ مظلومانه ی خانم هاله سحابی. و این روزها صحبت از جان آقای خزعلی ست. بحث جان آقای خزعلی بحث جان فرد خزعلی به جای خود بسیار محترم، بحث جان فردی که به خاطر فکرش تو فشار و مضیقه است یک بحث عمومی ست و وظیفه ی تک تک ماست که از او دفاع کنیم و لذا امروز این جایی که من نشستم با اون روزی که مخاطبم آقای خزعلی بود دو موضوع متفاوتی است.

اون روز نقد فکر آقای خزعلی بود که امکان مناظره ی مستقیم با من را داشت و دفاع از جان اوست که به خاطر فکرش پشت حصار قرار گرفته و من نمی نشینم کنار بازجویان، کنار زندانبانان؛ و کنار آقای خزعلی خواهم بود. کنار تمام خانم ها و آقایان زندانی سیاسی و امنیتی خواهم بود. به خاطر این که اگر ما بیرونیم وظیفه ای جز این نداریم و این کمترین کاریست که می توانیم تو اون شرایط بکنیم.

زمستان۹۱،بعد از ۶۶روز اعتصاب غذا
حسن داعی:
هر زندانی ای در این حکومت حق و حقوقی دارد و باید از حق و حقوقش دفاع کرد. اما من در یک دستگاه دیگری می بینم، در این دستگاه که مشکل اصلی مملکت، این حکومت است، این نظام است، تا اون جایی که آقای خزعلی و دیگر زندانیان دور می شوند از حکومت، فاصله می گیرند از حکومت، بسیار قابل احترام است. وقتی آقای خزعلی جنایات حکومت را در دهه ی ۶۰، الان می گویند باید قدردانی کرد... افرادی که بدبین هستند احساس می کنند حکومت با آنها بازی می کند... اعتقاد من این است که اعتصاب غذا واقعیست، اینها در مقابل حکومت ایستاده اند. اما طبیعیه که حکومت هم بازی می کند و سعی میکنه از میان تمام گرایشاتی که در زندان ها هستند کسانی را بیشتر رسانه ای کند که به خودشان نزدیک ترند، وابسته به حناح هایش هستند. بنابراین بیشتر امکانات می دهد و این بدان معنی نیست که با زندانی هماهنگ کرده، نه، امکانات بیشتری می گذارد. ...

بابک داد:
موضوع شخص آقای خزعلی نیست. موضوع افرادی شبیه آقای خزعلی ست. آقای نوریزاد هم به همین عنوان مدتی زیر سوال بود... آیا باید رفتارمان با نیروهایی که می خواهند از نظام فاصله بگیرند رفتار راندن باشد یا پذیرفتن؟ آیا باید اینها رو به صرف این که در نظام بودند مورد هتاکی ها قرار دهیم و آنها را بترسانیم از این که از نظام فاصله بگیرند؟ چون در خانواده مادرشون می گوید این یکی از 8 فرزند من است که متوهمه و منزوی ست. در میان دوستانی که در نظام دارد  منزوی ست. آقای نوریزاد به همین عنوان. اینها دوستانی داشتند در نظام که می توانستند زندگی راحتی بکنند. چرا به خودشون زحمت می دن و آزار می بینن؟ علتش این است که انسان ها در جایی به این حد می رسند که بین حق و باطل انتخابی بکنند. من مخالف سیاسی آقای خزعلی هستم. آخرین مقاله ای که من برای آقای خزعلی نوشتم ۳ روز قبل از بازداشت ایشان بود. طرحی داشتند راجع به راهپیمایی سکوت در ۱۳آبان. من گفتم این طرح، طرحی ست شکست خورده، کمک به نظام است. این کار را نکنید. الان اگر ایشان آزاد بود و از هاشمی رفسنجانی دعوت به انتخابات می کرد قطعاً باهاش مناظره می کردم و دلایل رد این حرف را می گفتم. اگر ما زیر این درخت بایستیم و میوه های رسیده را در دامان مهر خودمان بگیریم، ریزش در نظام بیشتر می شود؛ چیزی که کابوس نظام هست. هر که آمد زود بهش انگ نزنیم که تو اصلاح طلب بودی، تو قبلاً در این نظام بودی، تو قبلاً در این نظام حتماً جنایت کردی. گاهی به من خبرنگار که هرگز پست دولتی نداشتم در کامنت ها در فیس بوک می نویسند «تو باید در دادگاه خلق محاکمه شوی». این چه جور حرف زدن است با کسانی که با زندگیشان قمار کردند؟ نه با من، می دانم که با آقای نوریزاد به مراتب بدتر حرف می زنند. دل اینها از اون بازجو و از اون فشارها خون نیست، دل پسر آقای خزعلی  از اون بازجو خون نیست، دلشون از این کامنت هایی خونه که بعضی هاش را ارتش سایبری حساب شده می نویسند. می آیند و می نویسند که مهدی خزعلی عمله ی نظامه. می یان و فحاشی می کنند. می یان و این آدمی رو که داره تلاش می کنه برگرده به دامان مردم و با مردم باشه کاری بکنند که دیگران توبه کنند. نظام و آقای خامنه ای به این افراد به عنوان نمکدان شکن نگاه می کند و این افراد را مستوجب آزار بیشتری می داند.

- آقای داد شما فکر می کنید چرا آقای خزعلی الان در زندان است؟ فقط به خاطر برگزاری جلسه های سرای اهل قلم بوده...؟

بابک داد:
من قبل از انتخابات در برنامه ی شما هفته ای یک بار کارشناس سیاست خارجی و تفسیر خبر بودم. تهدید می شدم، ولی حدی را رعایت می کردم که آقای خزعلی در مصاحبه های اخیرش رعایت نکرده. ایشان وقتی می یاد و ولایت فقیه رو اینطور زیر سوال می بره، باهاش برخورد میشه. خیلی ها می گفتند چه حسابی است که ایشان توی ایران می تواند مصاحبه کند؟ آقای نوریزاد هم به همین شکل. نمی شود گفت که این آدم امکاناتی داره و نظام داره حمایتش می کنه که بیاد در صدای امریکا حرف بزنه. وقتی او با صدای امریکا حرف میزنه، به نفع نظام حرف نمی زند که. آقای خزعلی به این دلیل شاید در زندان است که نیروی سیاسی خوبی نیست. (با عذر و پوزش) آدم شریفی ست، اما یه جاهایی به لحاظ سیاسی اشتباه می کند. کسی که توی تهران نشسته و داره کار می کنه نباید اینطور بی پروا حرف بزنه و انتظار داشته باشه کاری هم باهاش نداشته باشن. می یان میگیرنش اذیتش می کنن...  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر