دوشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۲

یکصدمین روز اعتصاب غذای مهدی خزعلی/هشتاد و سومین روز اعتصاب غذای صالح مرادی و کسری نوری


دکتر مهدی خزعلی از دهم دیماه ۱۳۹۱ در اعتراض به بلاتکلیفی خود و آیین دادرسی مدنی در اعتصاب غذا به سر می برد.ایشان در روز ۹ آبان ۱۳۹۱ در  پی یورش نیروهای امنیتی  به جلسه ی قانونی و مجوز دار سرای اهل قلم  به نحوی خشونت آمیز توام با توهین  بازداشت شدند.قابل ذکر است که تا امروز هیچگونه بازجویی از ایشان نشده و بازداشت ایشان غیر قانونی است.

فرزند این زندانی سیاسی در خصوص آخرین ملاقات با پدرش گفت:"آخرین ملاقات کابینی ما با پدرم پنجشنبه ۸ فروردین ماه بود که توان راه رفتن نداشت ویک نفر دستش را گرفته بود و به او برای کمک می کرد. توان حرف زدن هم نداشت. ۳۵ کیلو وزنش کم شده است. از همه بدتر اینکه پدرم سابقه بیماری قلبی دارد و در این شرایط ما بسیار برایش نگرانیم."

در همین حال تعدادی از اعضای سرای اهل قلم به حمایت از آقای خزعلی دست به اعتصاب غذا زده اند.

صالح مرادی و کسری نوری دو درویش زندانی در زندان عادل آباد شیراز که تاکنون ۸۲ روز است که در اعتراض به شرایط نامناسب حبس وکلای دراویش در بند ۲۰۹ زندان اوین، دست به اعتصاب غذا زدند، همچنان بر خواسته خود پای می فشارند و حاضر به دست کشیدن از تصمیم خود نیستند.

این دو درویش و زندانی عقیدتی پس از ۶۴ روز بی توجهی مسئولین به خواسته‌هایشان، از اول فروردین سال جاری اعتصاب غذای خود را از اعتصاب غذای « تر » به اعتصاب غذای « خشک » تغییر دادند. بروز بی هوشی‌های مکرر پس از هفت روز تحمل اعتصاب غذای خشک، موجب شد به دستور  رئیس زندان مبنی بر استفاده از فشار برای قرار دادن آنها تحت سرم درمانی، تزریق سرم برای آنها آغاز شود. این درحالی بود که در ملاقات روز قبل از شروع سرم درمانی، خانواده‌های این افراد وضیعت این آنها را در آستانه مرگ توصیف کرده بودند.

این افراد همچنان پس از سرم درمانی نیز به اعتصاب غذای خود ادامه داده‌اند و اکنون ۸۲ امین روز اعتصاب خود را پشت سر می‌گذارند. به نقل از خانواده‌های آنها، ۳۵ کیلو کاهش وزن، افت شدید بینایی، سیاهی مفرط دور چشم‌ها از نتایج و آسیبهای این اعتصاب غذا بر وضیعت جسمی این دو زندانی عقیدتی عنوان شده است.

۳ نظر:


  1. آی آدمها ، که بر ساحل نشسته شاد و خندانيد ،
    يک نفر در آب دارد می‌سپارد جان
    يک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند
    روی ِ اين دريای ِ تند و تيره و سنگين که می‌دانيد ،
    آن زمان که مست هستيد
    از خيال ِ دست يابيدن به دشمن ،
    آن زمان که پيش ِ خود بيهوده پنداريد
    که گرفتستيد دست ِ ناتوان را
    تا توانائی ِ بهتر را پديد آريد ،
    آن زمان که تنگ می‌بنديد
    بر کمرهاتان کمربند ...
    در چه هنگامی بگويم ؟
    يک نفر در آب دارد می‌کند بيهوده جان قربان .
    آی آدمها که بر ساحل بساط ِ دلگشا داريد ،
    نان به سفره جامه تان بر تن ،
    يک نفر در آب می‌خواند شما را
    موج ِ سنگين را به دست ِ خسته می‌کوبد ،
    آی آدمها که روی ِ ساحل ِ آرام در کار ِ تماشائيد !
    موج می‌کوبد به روی ِ ساحل ِ خاموش ،
    پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده . بس مدهوش
    می‌رود ، نعره‌زنان اين بانگ باز از دور می‌آيد ،
    آی آدمها !
    و صدای ِ باد هر دم دلگزاتر ،
    در صدای ِ باد بانگ ِ او رهاتر ،
    از ميان ِ آبهای ِ دور و نزديک
    باز در گوش اين نداها ،
    آی آدمها !

    پاسخحذف
  2. ﺧﺮ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ
    ﺳﺎﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ
    ﺧﺮ ﭘﺮﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻍ ﺍﺵ ﺟﻔﺘﮏ
    ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ
    ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻮﺳﻢ ﺧﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻣﺖ
    ﮔﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ
    ﺭﻫﺒﺮ ﺧﺮ ﺑﺎ ﺧﺮﺍﻥ ﺍﺵ ﺷﻌﺒﺪﻩ
    ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ
    جمع کنین بی شرف ها این کون کونک بازیهاتون رو
    این قبری که روش گریه میکنین توش مرده ای نیست

    پاسخحذف